X
تبلیغات
پرواز پرستو

وصیت نامه شهید عباس بابایی


ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت 9:49  توسط سنگ صبور  | 
گفت‌وگو با حبيب احمدزاده‌

ادبیات دفاع مقدس، ژانر منحصر به فرد

کتاب > نویسندگان و مولفان- میترا شکری:
حبیب احمدزاده با رمان «شطرنج با ماشین قیامت» به چهره عرصه ادبیات دفاع‌مقدس تبدیل شد اما او پیش از این رمان مجموعه «داستان‌های شهر جنگی» را نوشته بود و در عرصه سینمای دفاع‌مقدس نیز فعال بود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 12:14  توسط سنگ صبور  | 

نحوه شهادت شهید چمران

من‏المؤمنین‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی‏نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا.

«قرآن كریم- الاحزاب آیه23»

به سوی قربانگاه:

در سحرگاه سی‏ویكم خردادماه شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكترچمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. دسته‏ای از دوستان صمیمی او می‏گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می‏نگریستند. از در و دیوار، ‌از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسیم شهادت می‏وزید و گویی همه در سكوتی مرگبار منتظر حادثه‏ای بزرگ و زلزله‏ای وحشتناك بودند. شهیدچمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند و در لحظة حركت وی، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: «همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آمادة حركت به جبهه است.»

چمران در لحظه ی شهادت

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391ساعت 13:36  توسط سنگ صبور  | 

سخنان حضرت امام خميني درباره جنگ تحميلي با محوريت حماسه مقاومت

برگرفته از كتاب شريف صحيفه نور

هجوم صدام و مقاومت ملت ايران

آن ها غافل گيرانه به ما هجوم آوردند و از دريا و زمين و هوا به ما حمله كردند و مقدار زيادي از كشور ما را تصرف نمودند و به خرابي و قتل و غارت شهرهاي ما و ملت مظلوم ما پرداختند كه اين نيز از اسباب بزرگ براي رعب و وحشت ما و آرامش و سكون براي مهاجمين به كشور ما بود. آيا آن چه خداوند تعالي مي فرمايد: «وَقَدَفَ في قُلوُبِهِمُ الرُّعبَ فَريقاً تَقتُلُونَ وَ تَاسِروُنَ فَريقا» مصداق ظاهرش در فتح مبين متحقق نيست؟ آيا آيه «هوالذي انزل اسكينه في قلوب المومنين» مصداق ظاهرش رزمندگان اين جبهه نيست؟ مگر آن چه در صدر اسلام واقع شد و موجب فتح لشكر اسلام گرديد جز اين ها بود؟ آيا در ظرف يك هفته آن چه تاكنون شمارش شده است بيش از پانزده هزار اسير و هزاران مقتول و هزاران مجروح و آن همه غنايم جنگي امري عادي است؟ آيا فوج فوج تسليم در مقابل عده اي غير معادل با خصم امري عادي و طبيعي است؟ 12/1/61


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1391ساعت 11:32  توسط سنگ صبور  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 11:47  توسط سنگ صبور  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 11:46  توسط سنگ صبور  | 
بهشت زهرای تهران ، مزاری وجود دارد که علی رغم شناسایی شدن صاحب آن ، در گمنامی کامل بسر می برد. صاحب این مزار هم عکس دارد و هم نام پدر و تاریخ تولد و عروجش مشخص است اما نامی ندارد.
برای زیارت این تربت مقدس ، باید به این آدرس مراجعه نمایید: قطعه 24 - ردیف 125 - شماره 5


بر فراز مزار این شهید گمنام ، بخشی از وصیت نامه او به این شرح نگاشته شده است:

خدمت پدر و مادر عزیز و گرامی و خواهران و برادران عزیزم سلام رسانده و امیدوارم خدا را هیچ موقع فراموش نکنید. ای مادر که مرا در دامان خود پرورش دادی و شب و روز برایم زحمت کشیدی ، سعی کن همچون زینب در مرگ فرزندت صبور باشی و این را بدان که آخرین راه مردن است [پس] چه بهتر آن که در راه اسلام شهید شوم. من ننگ می دانم [مرگ] آن کسی را که در رختخواب بمیرد.

ای مادر و پدر گرامی مرا تشییع جنازه نکنید که از روی هزاران شهیدی که بی هیچ هیچ تشییع جنازه ای جانشان را فدای انقلاب کردند شرمنده ام.

بر روی سنگ قبرم نامم را ننویسید . می خواهم همچون ده ها هزار شهید دیگر گمنام باقی بمانم. اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید : «پر کاهی تقدیم به آستان کبریای الله».

ای برادران و خواهران و دوستان. برایم گریه نکنید که دشمن خیال می کند ضعیف هستید. به دشمن بگویید که اگر پیکرم را صد پاره کنند ، اگر پاره های آن را هم بسوزانید و اگر خاکستر مرا به دریا بریزید در دل موج خروشان دریا صدایم را خواهید شنید که فریاد می زنم اسلام پیروز است ، ستمگر نابود. والسلام.


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 11:35  توسط سنگ صبور  |